• سه‌شنبه / ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ / ۱۹:۲۶
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 97052312350
  • منبع : فضای مجازی

روزی که بحرین از ایران جدا شد

در روز ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ جزیره بحرین، استان چهاردهم ایران در پی جدایی از سرزمین مادری اعلام استقلال کرد.

به گزارش ایسنا، «تاریخ ایرانی» نوشت: «جدایی‌خواهی در بحرین زمانی پدیدار شد که این منطقه از ۱۸۹۲ میلادی تحت سلطه کامل بریتانیا درآمد. پیش از این بریتانیا از طریق انعقاد قراردادهای گوناگون کوشیده بود تا این سرزمین را تحت حاکمیت خود درآورد. نخستین قیام عمومی بحرین در مارس ۱۸۹۵ در مخالفت با شیخ عیسی بن علی نخستین حاکم از سلسله آل‌ خلیفه شکل گرفت‌. این قیام با دخالت سرهنگ آرنولد ویلسون، نماینده دولت بریتانیا در خلیج فارس سرکوب شد و بازداشت و تبعید ناراضیان به «زباره» در شمال شبه جزیره قطر را در پی داشت و درگیری‌های شدیدی را میان قطر و بحرین به وجود آورد. این موضوع باعث شد قطر با انعقاد قراردادی خود را تحت‌الحمایه بریتانیا کند. این رویداد نقطه آغاز بیش از یک قرن کشمکش سیاسی و نظامی میان بحرین و قطر بود.

در سال‌های بعد به تدریج افکار عمومی در بحرین به ایران متمایل شد. انقراض سلسله قاجار در ایران و طرح ادعاهای ارضی پهلوی اول این تمایل را در میان مردم بحرین افزایش داد و از جانب دیگر بر حساسیت انگلیسی‌ها در منطقه افزود و آنان را به تحکیم پایه‌های نفوذ و سلطه خود در بحرین سوق داد. این رخداد باعث شد انگلیسی‌ها در ۱۹۲۳ میلادی شیخ عیسی بن علی را برکنار و یکی از کارگزاران خود چارلز بلگریو را در ۱۹۲۶ به عنوان مشاور امیر بحرین روانه این سرزمین کنند. اقدامات این مشاور که تصمیم‌گیرنده اصلی در بحرین بود افزایش نفرت عمومی نسبت به سیاست‌های استعماری بریتانیا در منطقه را در پی داشت، اعتراضات مردمی آغاز شد و بلگریو در مواجهه با اولین اعتراض‌آمیز بحرینی‌ها از این سرزمین خارج شد.

در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، با گسترش تظاهرات، مخالفت‌های مردمی به جنبش عمومی ضد استعماری تبدیل شد. بریتانیا می‌دانست که کاهش کنترل بر بحرین، به از دست رفتن سراسر خلیج فارس خواهد انجامید؛ می‌خواست به هر بهایی قیام مردم بحرین را سرکوب کند و در این راه دامن زدن به اختلافات مذهبی را پیشه کرد. میان شیعه و سنی تفرقه ایجاد کرد و زمینه‌های برخورد این دو را به وجود آورد. بدین ترتیب در دهه ۵۰ میلادی بحرین چند بار تا آستانه جنگ‌های خونین داخلی پیش رفت.

از طرفی جنگ کانال سوئز و هجوم نظامیان انگلیسی به مصر، سبب افزایش تنفر اعراب خلیج فارس و به ویژه مردم بحرین نسبت به انگلیس و همچنین ترویج احساسات ناسیونالیستی عربی در این کشور شد اما این احساسات غالباً توسط پلیس غیر بومی بحرین سرکوب می‌شد.

از اواسط قرن بیستم ادعاهای تاریخی ایران در مورد حاکمیت بر بحرین جدی شد. مجلس شورای ملی در آبان ۱۳۳۶ لایحه‌ای را تصویب کرد که به موجب آن بحرین استان چهاردهم ایران اعلام شد و دو کرسی خالی برای نمایندگان «استان چهاردهم» در نظر گرفته شد. این اقدام و تهدید ایران در مورد تحریم هر سازمان و مجمع بین‌المللی که بحرین را به رسمیت بشناسد، موضوع را پیچیده‌ کرد. اما فشار بریتانیا به شاه به دست کشیدن ایران از ادعاهای ارضی‌اش نسبت به بحرین انجامید.

در ۱۳۴۷ شاه طی دیدارش از هند گفت‌: «اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند هرگز به زور متوسل نخواهیم شد و هر کاری که بتواند اراده مردم بحرین را به نحوی که نزد همه جهانیان به رسمیت شناخته شود، نشان دهد خوب است‌.»

شاه استقلال بحرین را منوط به نظر مردم بحرین کرد و این عمل در تاریخ ایران سابقه نداشت. همان زمان اسدالله علم نیز به سفیر انگلیس در مورد این راه حل اعتراض می‌کند. او در کتاب خاطراتش در روز ۲۱ مرداد ۱۳۴۸ خود آورده است: «به سفیر انگلیس گفتم ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم چنین پیشنهادی را تصویب و در برابر ملت ایران توجیه کنیم.»

ایران سعی داشت تا سرنوشت بحرین در یک همه‌پرسی تعیین شود؛ در حالی که دولت‌های بحرین و بریتانیا با آن مخالفت کردند. در نتیجه ایران و بریتانیا توافق کردند تا به جای برگزاری همه‌پرسی‌، از سازمان ملل متحد خواسته شود سرنوشت سیاسی این سرزمین را از طریق یک نظرسنجی از میان گروه‌ها و طبقات مختلف تعیین کند. حکومت بحرین که تحت نفوذ بریتانیا بود برای تأثیرگذاری بر نتیجه نظرخواهی مصمم شد تا ساختار جمعیتی این سرزمین را با اکثریت دادن به عرب‌ها دگرگون کند. در این راستا هزاران فلسطینی و نیروی کار عرب از کشورهای منطقه به بحرین هجوم آوردند.

جالب این که شاه نیز متوجه خطر نظرخواهی در مورد استقلال بحرین شد و به علم گفت: «به سفیر تکرار کن که اگر من پیشنهادش را بپذیرم مرتکب خودکشی شده‌ام. اگر این خودکشی در راه حفظ منافع ملت ایران بود، ‌چندان اهمیتی به آن نمی‌دادم ولی به عقیده من این طرح خیانت به منافع ملی است، بدین جهت نمی‌توانم آن را بپذیرم.»

با این حال نظرخواهی از روز ۱۰ فروردین ۱۳۴۹ آغاز شد و ویتوریو وینتسپیر گیچیاردی، دیپلمات ایتالیایی و مدیر دفتر سازمان ملل در ژنو از سوی اوتانت‌، دبیرکل وقت سازمان ملل مأمور انجام این کار شد. وی پس از پایان مأموریت دو هفته‌ای خود در بحرین گزارش برداشت‌های خود از صحبت با مردم و گروه‌های بحرین را که به ادعای وی از علاقه آنان به استقلال حکایت می‌کرد تسلیم دبیرکل نمود.

با اعطای این گزارش، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۲۷۸ خود را در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۹ صادر کرد که در آن خواسته مردم بحرین مورد تایید قرار گرفته بود. این قطعنامه به دولت‌های ایران و بریتانیا ابلاغ شد. آن دوره در فضای سیاسی ایران موافقان و مخالفانی در این باره وجود داشت؛ البته مخالفین جدایی بحرین در بین سیاسیون بسیار اندک و بیشتر محدود به اعضای حزب پان‌ایرانیست بود. فراکسیون پارلمانی این حزب که در دوره بیست و دوم مجلس شورای ملی دارای ۵ نماینده بود با محوریت محسن پزشکپور رهبر این تشکل پس از طرح قصد دولت برای موافقت با جدایی بحرین، دولت امیرعباس هویدا را به استیضاح کشاند.

در سال ۱۳۴۹ دولت هویدا گزارشی را مبنی بر جدایی مجموعه جزایر بحرین از ایران به مجلس شورای ملی آورد که مورد مخالفت شدید پان‌ایرانیست‌ها قرار گرفت. از آن جمله پزشکپور بود که در مخالفت با این گزارش، سخنرانی مشهوری ایراد کرد و با «خیانت» نامیدن تصمیم دولت هویدا، وی را به چالش کشید. هر چند این نطق و گریه پزشکپور هنگام ایراد آن همان زمان سر و صدای بسیاری به پا کرد اما بعدها ناصر انقطاع در کتاب «پنجاه سال تاریخ با پان‌ایرانیست‌ها» مدعی شد این مخالفت‌ها صوری و نمایشی و از سوی دولت دیکته شده بود.

به هر ترتیب چه مخالفت‌ها با طرح جدایی بحرین صوری بود و چه از روی دلسوزی، به جایی نرسید و در بهار سال ۱۳۵۰ شمسی تهران و منامه مرزهای دریایی میان خود را تعیین و تصویب کردند و روابط دوجانبه را در همه زمینه‌ها آغاز نمودند. اینچنین بود که جزیره بحرین در روز ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ رسما استقلال خود را از سرزمین مادری اعلام کرد و ایران نخستین کشوری بود که یک ساعت پس از اعلام استقلال، آن کشور را به رسمیت شناخت. در ۲۵ آذر ۱۳۵۰ بحرین رسماً عضو سازمان ملل متحد شد و به عنوان یکصد و بیست و نهمین عضو آن درآمد. از آن پس تاریخ ۱۶ دسامبر برابر با ۲۵ آذر به عنوان روز ملی بحرین شناخته می‌شود.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۷-۰۵-۲۳ ۲۳:۴۰

حالا هم دریای مازندران فدای روس ها شد....

avatar
۱۳۹۷-۰۵-۲۴ ۱۵:۲۵

باسلام : درخصوص دریای خزر شایعه است دولت مردان هم تکذیب کردند، این مسئله ساخته وپرداخته کانال خائن آمدنیوزاست، هرچیزی که ضدانقلاب گفته به راحتی باورنکنید

avatar
۱۳۹۷-۰۵-۲۵ ۰۱:۱۸

🔴 🔵🔴 🔵🔴 🔵چرا بحث خزر بولد شده:1-سلطنت طلب ها همواره به خاطر موضوع بحرین سرخورده و تحت فشار بودن و به دنبال بدیلی در جمهوری اسلامی برای پوشاندن افتضاحشان می گشتند 2-آمریکایی ها و ناتو خیلی مشتاق به حضور در خزر بودند و مذاکراتی توسط آذربایجان و ترکمنستان برای پیوستن به ناتو انجام شده که با این توافقنامه عملا از بین رفت اما اصل ماجرا چیست :اصل ماجرا این است که سه قرارداد در مورد دریای خزر بین ایران و شوروی بسته شده ترکمانچای،1921 و 1940 که قرارداد اول کاملا یک طرفه به سود شوروی است اما در قرارداد های بعدی این موضوع تا حدودی تعدیل شده است اما در هیچ قرارداد بحث تحدید حدود بستر ،زیر بستر و درصد بندی انجا نشده درسال های 1380 و 1381 شمسی روسیه با کشورهای آذربایجان و قزاقستان قراردادهایی را بست و 64درصد خزر رابین خودشان تقسیم کردند که این قرارداد توسط ایران و ترکمنستان مورد پذیرش قرار نگرفت و درگیری هایی بین ایران و آذربایجان به وجود آمد و نتیجه ی آن تقسیم میدان البرز به میزان برابر و عدم انجام اکتشاف و استخراج توسط آذربایجان در محدوده ی 20درصدی مورد ادعای ایران است اما در مورد نقشه ای که عده ای ارائه می کنند این موضوع کاملا غلط است شما نقشه ی قدیمی و نقشه ی حال را که مقایسه کنید قسمت مربوط به خزر همین مقدار امروزی یعنی 20درصد را نشان می دهد اگر در این مورد شک دارید نقشه ی فعلی ،قدیمی و نقشه ی کامل خزر را مقایسه کنید تا به صدق گفتار بنده پی ببرید